تبلیغات
رهرو

رهرو

میرویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم

وی که قرارداد سعدآباد که در میان فعالان سیاسی از آن با عنوان "ترکمنچای سیاسی" یاد می‌شود را در کارنامه خود دارد، به روزنامه اعتماد گفته است: ما اهداف هسته‌یی كشور را تعیین نمی‌كردیم، اهداف ما از سوی نظام مشخص شده بود. زمانی كه مسوولیت تیم هسته‌یی به بنده سپرده شد دو هدف در اولویت برنامه‌های ما قرار گرفت، هدف اول این بود كه امنیت ملی را حفظ كنیم و هدف دوم هم این بود كه از دستاوردهای هسته‌یی حمایت و پشتیبانی داشته باشیم. این دو هدف برای ما مشخص شده بود. ما در چه شرایطی مسوولیت را برعهده گرفتیم؟

روحانی عنوان کرده است که "در شرایطی كه بعد از قطعنامه ماه سپتامبر در سال ۲۰۰۳ (سال ۱۳۸۲) غرب به دنبال آن بود تا در اجلاس بعدی پرونده به شورای امنیت سپرده شود. در شرایطی كه امریكایی‌ها در عراق پیروز شده بودند و به دنبال آن بودند و اصرار داشتند كه این پرونده به شورای امنیت برود. شما می‌دانید در تمام جلسات شورای حكام نماینده امریكا، می‌گفت هیچ راهی برای پرونده ایران باقی نمانده جز رفتن به شورای امنیت. ما با تلاش‌هایمان اجازه ندادیم امریكا موفق شود."


عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزوده است: علت اینكه ما سه وزیر خارجه اروپا را به تهران دعوت كردیم و مذاكرات سعدآباد را ترتیب دادیم این بود كه اروپا در برابر امریكا بایستد تا این پرونده به شورای امنیت نرود و این را آقای فیشر در خاطراتش نیز مورد تصریح قرار داده است و می‌گوید ما در تهران به مقامات تهران قول دادیم كه پرونده ایران به شورای امنیت نرود و این قولی بود كه ما از آنها گرفتیم. من هیچ‌گاه این موضوع را در مصاحبه‌ها نگفته بودم. اروپایی‌ها در مذاكرات به ما قول دادند كه نمی‌گذاریم این پرونده به شورای امنیت برود. این می‌شود سیاست خارجی فعال.

حسن روحانی در ادامه سخنان جالبی را مطرح کرده و حتی گفته است که دست تیم دیپلماسی دولت دهم را می بوسد اما به یک شرط: در سیاست خارجی باید به نتایج آن نگاه كنیم. پرونده ما از سال ۸۵ به شورای امنیت رفته و در حال حاضر نیز در این شورا قرار دارد. سیاست خارجی این است كه بتواند جلوی ادامه این كار را بگیرد و پرونده را از شورا خارج كند. این می‌شود سیاست خارجی فعال. اگر مسوولان سیاست خارجی توانستند این پرونده را از دستور كار شورای امنیت خارج كنند ما دست آنها را می‌بوسیم. آن وقت می‌شود سیاست خارجی فعال. اما اگر هر روز یك قطعنامه بدتری تصویب شد نمی‌توانند مدعی سیاست خارجی فعال باشند.

وی بار دیگر ادعا کرده است که "سیاست خارجی در آن دوره به حسن روحانی تعلق نداشت. سیاست خارجی مصوب نظام بود. من این را در مصاحبه‌های قبلی هم كم و بیش مطرح كرده‌ام. گفتم هیچ مساله مهمی نبود جز اینكه به تصویب سران نظام رسیده باشد. من هیچ‌گاه در مسائل مهم به مصوبه شفاهی اكتفا نكردم و مصوبه كتبی گرفتم. در تمام موارد و بدون استثنا یعنی از مذاكرات سعدآباد گرفته تا توافق پاریس، تمام اینها در جلسه سران نظام مطرح شده و در رابطه با تمام آن موارد مصوبه كتبی وجود دارد و ما براساس مصوبه كتبی عمل كردیم."

این اظهارات روحانی در حالی مطرح می‌شود که در زمان تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی توسط وی، ایران ضمن پذیرش پروتکل الحاقی به صورت داوطلبانه که از معاهدات جنجالی و مداخله‌گر در امور داخلی کشورهاست، فعالیت‌های هسته‌ای خود را نیز به صورت داوطلبانه و بدون تعیین مدت زمانی مشخص تعلیق کرد که پس از ۲ سال، در اجلاس سعدآباد و پاریس، مذاکره کنندگان غربی خواستار تعلیق نامحدود کلیه فعالیت‌های هسته‌ای و حتی پژوهش در این زمینه شدند. 

عقب نشینی محض ایران در زمینه حقوق هسته‌ای خود، واکنش مقام معظم رهبری را نیز به دنبال داشت؛ ایشان در اواخر دولت اصلاحات در دیدار تعدادی از دانشجویان، اعلام کردند که همان زمان به مسئولین مذاکره کننده هشدار داده شده بود که اگر وضعیت به همین صورت پیش برود، شخصا وارد این مساله خواهند شد و جلوی تضییع شدن حقوق ملت ایران را می‌گیرند. 

اما پس از شکل گیری دولت نهم و با روی کار آمدن تیم بعدی به سرپرستی علی لاریجانی و تیم جدید به سرپرستی سعید جلیلی، نسبت به پیگیری حقوق هسته‌ای ایران تغییر رویکرد حاصل شد. این تغییر رویکرد مبتنی بر ایستادگی در برابر خواسته‌های نامعقول غرب در قبال فعالیت‌های هسته‌ای ایران و همچنین پیگیری مذاکرات با کشورهای مختلف بود.

*ماجرای "قرارداد سعدآباد" 

ماجرای قرارداد سعدآباد در آبان ماه سال ۸۲ و از کاخ سعدآباد تهران آغاز شد. وزرای خارجه سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان، به همراه خاویر سولانا دبیر سیاست خارجی اتحادیه اروپا خود را به فرودگاه مهرآباد رساندند تا از آنجا و در میان تدابیر امنیتی، برای انجام مذاکرات هسته ای با "حسن روحانی" و دیدار با "سید محمد خاتمی"، به کاخ سعدآباد روند. 

تدابیر امنیتی به آن جهت اتخاذ شده بود که گروهی از دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های تهران در اطراف این کاخ جمع شده بودند و با محاصره این کاخ، علیه "زورگویی" غربی‌ها در قبال حق به رسمیت شناخته شده کشورمان شعار می‌دادند. 

با این حال این اعتراض‌ها سبب نشد تا تیم دیپلماتیک جمهوری اسلامی که مرکب از مدیران وقت وزارت خارجه و دبیرخانه وقت شورای عالی امنیت ملی بود، در برابر خواسته "تروئیکا" مقاومتی از خود نشان دهند. و این چنین شد که ماحصل مذاکرات سعدآباد صدور موافقتنامه مشترک میان سه کشور اروپایی و ایران با محتوای کم سابقه‌ای باشد. 

توافقنامه‌ای که حسن روحانی در هنگام قرائتش در حضور خبرنگاران مجبور شد بارها توقف کند تا صدای شعارهای اعتراضی انبوه دانشجویان از خارج از محوطه کاخ، مزاحم اطلاع رسانی وی نشود. 

در این میان شاید مهمترین بخش موافقتنامه مربوط به این قسمت بود: "به منظور اعتماد بیشتر، ایران به طور داوطلبانه تصمیم گرفته است که برنامه تعلیق خود را ادامه و توسعه داده تا شامل تمام فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری و کلیه آزمایش‌ها یا تولید در هر تاسیسات تبدیل اورانیوم شود، آژانس از این تعلیق مطلع خواهد شد و از آن دعوت خواهد شد که بر آن نظارت و آن را تایید کند."
در ادامه این توافق عجیب با وزرای خارجه تروئیکا آمده بود: "تعلیق به موقع انجام خواهد شد به شکلی که آژانس بتواند قبل از اجلاس نوامبر شورای حکام اجرای آن را تایید نماید. تعلیق زمانی که مذاکرات برای یک توافق مورد قبول دو طرف در خصوص ترتیبات درازمدت پیش می رود ادامه خواهد یافت." 

ماجرا اما به اینجا هم ختم نشد. بعدها سفیر آلمان در تهران پرده از هدف نهایی کشورهای مذکور از توافقنامه سعدآباد برمی‌دارد و در یک برنامه تلویزیونی و در پاسخ به سوال مجری صداوسیما صراحتا به مردم ایران اعلام می‌کند: «من نمی‌خواهم شمار را فریب بدهم! ما خواستار تعلیق همیشگی فعالیت‌های هسته‌ای ایران هستیم!» 

این رفتار تیم مذاکره کننده در مساله هسته‌ای البته شاید ترجمان دیپلماتیکی بود از آنچه چندماه قبل از آن برخی افراطیون عضو مجلس ششم در قالب نامه سرگشاده از رهبر انقلاب خواسته بودند.
در تابستان سال ۲۰۰۳ (مرداد۸۲) ۱۲۷ نماینده مجلس ششم طی نامه‌ای به رهبر انقلاب با تحلیل فضای دیپلماتیک وقت از ایشان می‌خواهند با نوشیدن "جام زهر" از طرف ملت ایران، قید دستیابی به انرژی هسته‌ای را بزنند: "اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود". 

اگرچه آن روزها افکار عمومی متوجه منظور نگارندگان این نامه از "در مخاطره بودن استقلال و تمامیت ارضی" کشور نشدند اما تاریخ انتشار این نامه که در تیرماه سال ۸۲ و درست سه ماه پس از اشغال عراق از سوی نیروهای آمریکایی و انگلیسی بود، علت نگرانی و دستپاچگی نویسندگان نامه را مشخص کرد. 

در این راستا تحرکات دیپلماتیک دنباله‌هایی هم داشت که البته بعدها افشا شد. آنچنان که رسانه‌های آمریکایی بعدها و در سال ۱۳۸۵ منتشر کردند، در همان سال۲۰۰۳ ،صادق خرازی معاون وزیر خارجه وقت کشورمان با نگارش نامه‌ای تلاش کرد تا خواسته هم حزبی هایش در مجلس ششم از رهبر انقلاب را خود اجرا کند. 

وی در این نامه که با وساطت سوئیس به وزارت خارجه وقت آمریکا ارسال شد،نوشته بود که در ازای "خروج نام ایران از محور شرارت" و "فروش قطعات هواپیما به ایران" از سوی آمریکا ، ایران هم متعهد می‌شود "فعالیت‌های هسته‌ای خود را شفاف کند" و "از خلع سلاح حماس و حزب الله حمایت کند".
این درخواست صادق خرازی البته با موافقت دولت بوش همراه نشد و همین مساله باعث شد تا سه سال بعد و در زمان مقاومت دولت نهم در برابر خواسته‌های دولت دوم بوش در این زمینه،برخی نمایندگان کنگره در آمریکا این سند را "رو کنند" و از بوش در باره "رد" چنین "پیشنهاد خوبی" توضیح بخواهند. 

اگرچه در سال ۱۳۸۵ و در پی افشای نگارش این نامه از سوی رسانه‌های آمریکایی، کارگزاران دیپلماتیک دولت هشتم یک‌صدا آن را تکذیب کردند اما پنج سال بعد "دنیس راس" مشاور ارشد جرج بوش طی یادداشتی در مجله نیوزویک با اشاره به برنامه هسته‌ای ایران، همین نامه وزارت خارجه دولت اصلاحات را مورد استناد خود قرار می‌دهد و می‌نویسد: "تاریخ نشان داده حکومت ایران در مقاطعی در قبال فشار سیاسی بین‌المللی جواب دلخواه را داده است. برای مثال در سال ۲۰۰۳ پس از نابودی ارتش عراق توسط نیروهای آمریکایی، دولت وقت از طریق سفیر سوئیس در ایران پیامی به واشنگتن ارسال کرد تا با این کار نگرانی‌های آمریکا را درباره برنامه‌های تسلیحاتی تهران و حمایت ایران از حزب‌الله و حماس تا حدی تخفیف دهد". 

رادیو بی بی سی هم همان زمان در باره این نامه تحلیل جالبی ارائه داد و معنای دیگر نامه صادق خرازی را "کوتاه آمدن ایران" دانست و نوشت که این نامه به آن معنا بوده است که"ایران دیگر حرف های پیشین را تکرار نمی کند و عضوی سلطه پذیر از جامعه جهانی خواهد بود." 

با روی کار آمدن دولت نهم اما به یکباره همه چیز عوض شد. دکتر احمدی نژاد که همواره در نطق های انتخاباتی‌اش دولت پیشین را به جهت توافقنامه مذکور و همچنین توافقنامه پاریس محکوم می کرد، در روزهای اولیه ورود به پاستور دستور فک پلمپ تاسیسات اصفهان را صادر و تاکید کرد: "حتی یک روز هم تعلیق را نمی پذیریم".

رهبر انقلاب درخواست اروپایی ها دایر بر اینکه ایران باید از تلاش برای تولید سوخت هسته ای دست بردارد را "حرف زور" خواندند و با تایید رویه جدید در موضوع مذاکرات هسته ای تاکید کردند که ایران در زمینه هسته ای زیر بار حرف زور غرب نخواهد رفت.

خبر فک پلمپ از تاسیسات هسته ای اگرچه در دنیا غوغای رسانه ای به پا کرد اما خبرهای رویکرد جدید هسته ای در اینجا متوقف نشد و در فروردین سال های ۸۵، ۸۶، ۸۷، ۸۸، ۸۹ و ۹۰ برگ های جدیدی از پیشرفت های این صنعت مهم در ایران رو شد و دولت بی اعتنا به تهدیدهای آمریکا و چند کشورهای اروپایی، غنی سازی اورانیوم را تا مرحله صنعتی شدن و فعال سازی هفت هزار سانتریفیوژ پیش برد.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:39 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

کنسرت بزرگ محمد اصفهانی در ارومیه با حاشیه‌های فراوانی همراه بود که در نهایت به زد و خورد مردم با تهیه کننده و لغو کنسرت انجامید.
 ۲۸ و ۲۹ مهر ماه تاریخ کنسرت بزرگ محمد اصفهانی در ارومیه بود که پس از اتفاقات حاشیه‌ای فراوان و تعویض دوباره سالن محل اجرا ، سرانجام به زد و خورد مردم با تهیه کننده برنامه منجر شد و با فراری شدن تهیه کننده، کنسرت لغو و سرانجامی نامعلوم را به خود دید.

این برنامه علیرغم اینکه بروی آگهی های تبلیغاتی اش ذکر شده بود «در سالن مسقف و با سیستم گرمایشی مدرن»، ابتدا در محوطه بازی در یک باغ تفریحی به نام «چی چست» و محوطه ای با داربست و گونی و نایلون ، تدارک دیده شد.

چند ساعت قبل از برنامه هم که باد و طوفان از آن محدوده خرابه‌ای بیش باقی نگذاشت ، برنامه گذاران و تهیه کننده با انتقال صندلی ها به سالن «شهید باکری» سعی کردند به نوعی ماجرا را مدیریت کنند ولی استیجی که با چوب جعبه های میوه (!) ساخته شده بود، از نظر گروه و محمد اصفهانی توهین آمیز خوانده شد تا گروه حاضر به اجرا نشوند و برنامه از نظر آنها لغو شده به حساب بیاید.

یکی از نوازنده های ارکستر محمد اصفهانی درباره آن روز به خبرنگار «پانا» می‌گوید: «ما حتی از هتل «ساحل» بیرون هم نیامدیم. هوا خیلی سرد بود. بعد که خبر رسید کنسرت قرار است در محوطه باز برگزرا شود، شوک بزرگی به گروه وارد شد. چون هیچکس لباس درست و حسابی نداشت و شدت سرمای هوا هم به قدری بود که قطعا نمی شد دوام آورد. دوباره خبر رسید محل اجرا فرق کرده و در یک سالن ورزشی کنسرت برگزار می شود.

غیر استاندارد بودن استیج نکته مهمی بود که خدارا شکر قبل از شروع برنامه دوستان متوجه اش شدند. تاخیر های متوالی باعث خشم مردم شده بود و در این بین تهیه کننده برنامه خیلی خونسرد بروی سن رفت و لغو برنامه را اعلام کرد و پس از هو شدن از سوی حاضرین گفت : « همه جای دنیا احتمال لغو کنسرت وجود دارد. ارومیه هم یکی مثل همه!». همین جمله باعث شد تنش ها بالا بگیرد و مردم به سمت تهیه کننده جوان برنامه هجوم بیاورند.

او هم بالافاصله با دیدن این صحنه از روی سن پائین پرید و از سالن خارج شد و با موتور از محل متواری شد!».

در این برنامه «پویا نیک پور» قرار بود رهبر ارکستر محمد اصفهانی باشد و این خواننده بخاطر احترام فراوانی که به مردم و مخاطبان موسیقی قائل بود، با ارکستر کامل در ارومیه حضور یافته بود.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:35 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ درخواست نمایندگانی که خواستار اعلام اسامی منصرف شدگان از سئوال از رئیس جمهور بودند اعلام کرد اوراق و نامه های کتبی کسانی که انصراف خود از سئوال از رئیس جمهور را اعلام کرده اند در هیئت رئیسه موجود است.

در جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی، عوض حیدرپور نماینده مردم شهررضا در اخطار قانون اساسی گفت: طرح سئوال از رئیس جمهور ۱۰۰ امضا داشته که طبق اطلاعات ما تنها ۱۴ نفر امضاهای خود را از این طرح پس گرفتند و بر اساس پیگیری های نمایندگان تعداد امضاهای طرح سئوال از رئیس جمهور بالای ۷۳ نفر ( حد نصاب مورد نیاز) است.

وی با تاکید بر اینکه نمایندگان امضاکننده طرح سئوال از رئیس جمهور بنا ندارند اسامی کسانی که امضاهای خود را از این طرح پس گرفته اند منتشر کنند، گفت: ما به عنوان امضاکنندگان طرح سئوال از رئیس جمهور حق داریم اسامی کسانی که امضاهایشان را پس گرفته اند و تعداد آنها را بدانیم. زیرا عده ای اعلام آمادگی کردند که طرح سئوال از رئیس جمهور را امضا کنند.

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این اخطار اظهار داشت: هر نماینده ای که در رابطه با تعداد کسانی که امضاهای خود را از طرح رئیس جمهور پس گرفته اند شبهه دارد می تواند اسامی انصراف دهندگان را ببیند مسئله حادی نیست.

وی افزود: کسانی که امضاهای خود را پس گرفته اند به صورت مکتوب نامه نوشته اند و اوراق آنها موجود است.

در ادامه محمد حسین فرهنگی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: امضاهای باقیمانده از طرح سئوال از رئیس جمهور ۶۹ نفر است بقیه امضاکنندگان کتبا انصراف خود را اعلام کرده اند.

وی افزود: اگر کل نمایندگان مجلس را ۲۹۰ نفر در نظر بگیریم ۷۳ امضا برای سئوال از رئیس جمهور نیاز است اما اگر تعداد نمایندگان موجود در مجلس را در نظر بگیریم ۷۲ امضا کافی است.

لاریجانی در ادامه گفت: اتفاق حادی نیفتاده است ، هر وقت نمایندگان بتوانند شرایط سئوال از رئیس جمهور را فراهم کنند این طرح اجرا خواهد شد.

به گزارش خبرنگار مهر، هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی اوایل هفته جاری با اعلام اینکه ۲۹ نفر از نمایندگان امضای خود را از طرح سئوال از رئیس جمهور پس گرفته اند، اعلام کردند که طرح این سئوال در صحن علنی مجلس منتفی است.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:33 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

بی شک مواضع و رفتارهای امام راحل در عرصه سیاست، اخلاق، اجتماع، خانواده، اقتصاد و مدیریت، مسائل شخصی و... مثال زدنی و راهگشا هستند. هرچند بخشی از آن ها کم و بیش بازخوانی شده اند اما شاید برخی باور نکنند که امام راحل(ره) حتی درباره شیوه "تیتر زنی" و قواعد شرعی آن در رسانه ها هم اظهارنظر کرده اند.

در این باره یک روایت خواندنی دارد که کمتر بیان شده و بسیاری از اهالی رسانه آن بی اطلاعند؛ روایتی که بازخوانی آن همزمان با نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها برای اهالی رسانه هشدار دهنده و نیز راهگشاست.

رهبر کبیر انقلاب اسلامی ۱۲ خرداد سال ۱۳۶۰ در جمع كاركنان روزنامه كیهان به تبیین رسالت مطبوعات در نظام اسلامى پرداختند و در بخشی از سخنانشان موضوع مهم "غش در تیتر زنی" را مطرح کردند.

ایشان با اشاره به امكان وجود غشّ در تعیین تیترها، خطاب به حاضران عنوان کردند: اخبارى كه مى‏نویسید، تیترهایى كه هست، اینها را كه در روزنامه‏ها آدم مى‏بیند، مى‏فهمد كه این تیتر از كجا پیدا شده است، با چه مقصدى این را گذاشته‏اند. و گاهى آدم بعد كه مى‏خواند، مى‏بیند مسأله این طور هم نبوده است؛ تیترش یك جور دیگر است، مسأله‏اش یك جور دیگر! ابتدا همه مردم نمى‏توانند همه روزنامه را تا آخر بخوانند، این تیترها را نگاه مى‏كنند مى‏بینند در تیترى كه هست، چه فسادى واقع شده است یا چه صلاحى واقع شده است. اما آدم وقتى خود متن را مى‏خواند، مى‏بیند مسأله این طور نیست كه این در تیتر هست. باید توجه كنید كه این یك غِشّى است براى مسلمین كه انسان در تیتر یك چیزى بنویسد و محتوا آن جور نباشد.
ایشان تصریح می کنند که "(تیتر) نه به آن تندى باشد كه- مثلًا در این تیتر هست، و نه به آن عظمت باشد كه در این تیتر هست. این یك نحو غشّ است براى مسلمین. همان طورى كه یك كاسبى روى متاعش یك چیز خوبى قرار مى‏دهد، روغن را روى آن یك مقدار روغن خوب مى‏ریزد [اما] آخرش فاسد است و این حرام است و غش است، همین طور چنانچه روزنامه این طور باشد كه انسان تیترها را كه نگاه كند ببیند این روزنامه خیلى روزنامه خوبى است یا مسائلى هست، مسائل مهمى مطرح هست، از آن طرف، كسى را انتقاد مى‏كنند كه این آدم خبیث است، این طور است، اما وقتى آدم مى‏رود [متن را] نگاه مى‏كند، مى‏بیند مسأله این طورها هم نبوده است یا اگر بوده، به این شدت نبوده است. متن را این یك نحو غشّى است كه شما با قلمهایتان‏ مى‏كنید. همان طور كه این فروشنده روغنِ رو و زیرش با هم فرق دارد و غشّ است و حرام، این هم كه تیترش با واقعش مخالف است، این هم غشّ است و حرام."
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:32 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: وزیر خارجه کشورمان برای شرکت در مراسم تشییع جنازه و دفن ولیعهد و وزیر دفاع آل سعود به عربستان رفته است!
گفت: کاش در مراسم تشییع و خاکسپاری هزاران زن و مرد و کودک مسلمان و مظلوم بحرینی و یمنی که به دست نظامیان آل سعود به شهادت رسیده اند شرکت می کرد.
گفتم: البته وزارت خارجه کشورمان قتل عام مردم مظلوم بحرین و یمن توسط رژیم آل سعود را هم محکوم کرده است.
گفت: اگر قتل عام مردم یمن و بحرین را جنایت می داند چرا در تشییع جنازه همان جنایتکاران شرکت می کند؟! نمی شود که هوای هر دو طرف را داشت!
گفتم: چه عرض کنم؟! شخصی نزد قاضی رفت و از شخص دیگری شکایت کرد. قاضی بعد از شنیدن حرف های او گفت؛ حق با توست. ساعتی بعد، طرف دیگر نزد قاضی آمد و شخص اول را ظالم و خطاکار معرفی کرد و قاضی به او هم گفت؛ بله بله حق با توست! منشی دادگاه که شاهد ماجرا بود به قاضی اعتراض کرد که این چه قضاوتی است؟! و قاضی اندکی فکر کرد و گفت؛ راست می گویی ها، به نظر بنده، حق با تو نیز هست!؟
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:30 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

او حدود یک هفته بعد و در روز ۲ آبان ماه سخنان خود را درباره انتخابات مجلس نهم صریح تر کرد و در دیدار جمعی از روزنامه‌نگاران گفت: اگر به مُرّ قانون اساسی و قانون انتخابات به درستی و به دور از دخالت سلایق شخصی و جناحی عمل شود، انتخابات پیش روی کشور با شفافیت و سلامت و عدالت برگزار خواهد شد. وی همچنین تصریح کرد: راه درست این است که مردم احساس کنند مسئولان به رأی و حق سیاسی آنان احترام می‌گذارند.

اما سخنرانی بی پرده آقای هاشمی و "تردید افکنی" او درباره انتخابات مجلس نهم در دیدار شورای مرکزی حزب اصلاح طلب مردم سالاری ایراد شد. او در این دیدار با اشاره به اینکه مردم چیزی جز این نمی‌خواهند که در سرنوشت و آینده خود تأثیرگذار باشند، گفت : مردم می‌خواهند رأیشان تأثیرگذار باشد و تزئینی نباشد.

درست در همین حال رسانه های اپوزیسیون نوشتند که محمد خاتمی گفته است نباید رای مردم "تزئینی" باشد. بر اساس این گزارش، خاتمی در دیدار با جمعی از مردم سیستان بلوچستان گفت که "می توانیم بگوییم جمهوری اسلامی داریم ولی رأی مردم در آن اثری ندارد و تزئینی است."

تطابق اظهارات و رویکرد آقای هاشمی و خاتمی این گمان را تقویت کرد که آنان در حال پیگیری یک "پروژه مشترک" جدید هستند؛ پروژه ای که به دلیل شباهت های آن با ادعای "تقلب" سال ۸۷ و ۸۸، یادآور عملکرد آقای هاشمی و اصلاح طلبان در ماه های پیش از انتخابات ریاست جمهوری است.

هرچند بخشی از فعالان سیاسی از تلاش های مخفی و مشکوک جریان انحرافی برای اثرگذاری بر انتخابات مجلس نهم سخن گفته و معتقدند سران این گروه منحرف درصدد فرستادن نیروهای خود به خانه ملت هستند اما رویه ای که آقای هاشمی و برخی از سران اپوزیسیون در پیش گرفته اند بی شک مخدوش کردن امانتداری و چهره نظام و زیر سوال بردن اصل انتخابات است؛ رویه ای که همگان پیامدهای ناگوار آن و اغتشاش جریان شکست خورده را پس از انتخابات خرداد ۸۸ به چشم دیدند.

در واقع به نظر می رسد که آقای هاشمی خلاف تاکیدش بر "ترمیم اعتماد مردم" در حال پیمودن مسیر اعتمادزدایی از نتیجه انتخابات و امانتداری نظام است.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز آقای هاشمی از ماه ها پیش به میدان آمد و به صورت مکرر مشابه سخنان امروزش را درباره انتخابات مورد تاکید قرار می داد.

او درست شش ماه و ده روز قبل از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ در حرکتی تامل برانگیز "تردید افکنی" در نتیجه انتخابات را آغاز کرد؛ آنجا که در همایش جنجالی ۳۰ سال قانونگذاری گفت: اگر مردم احساس کنند رأی‌شان در سرنوشت آنان بی‌اثر است و متولیانی پیدا شوند که رأی آنها را هر جوری که می‌خواهند، بخوانند آنگاه دلسرد می‌شود، چون مردم مسلمانند و هیچ وقت به کشور خیانت نمی‌کنند.

با وجود هشدارهای رهبر معظم انقلاب درباره "متزلزل و خدشه‌دار" نکردن انتخابات ریاست جمهوری دهم که در نخستین روز سال ۸۸ در اجتماع پرشکوه زائران امام رضا مطرح شد، اصرار رئیس مجمع تشخیص بر طرح این موضوع آن هم چندین ماه پیش از انتخابات، بویژه در خطبه های نماز جمعه ادامه یافت.

تداوم این رویکرد خطر آفرین، رهبر انقلاب را بر آن داشت تا ۹ روز بعد البته این بار با لحنی صریح تر مانع از "تردید پراکنی" بین مردم شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روز نهم اردیبهشت، در جمع پرستاران، معلمان و کارگران، مخاطب سخنانشان را «برخی دوستان بی‌انصاف» نام گذاشتند و فرمودند: متأسفانه برخی دوستان بی‌انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند با ناسپاسی علیه ملت حرف می‌زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن سلامت انتخابات را زیر سؤال می‌برند.

با این حال، "تردید آفرینی" و "القای از دست رفتن اعتماد" مردم به نظام، همچنان ادامه یافت و پس از آغاز فتنه ۸۸ و در آخرین خطبه های نماز آقای هاشمی به اوج رسید.

در نتیجه این رویه و مواضع جنجال آفرین آقای هاشمی بود که وی از سوی افکار عمومی عمومی، فعالان دانشجویی و اصولگرا به مخدوش کردن اعتماد مردم، تردید افکنی میان آنان و حمایت از جریان فتنه متهم شد و در مناسبت های مختلف از جمله در حماسه ۹ دی ماه ۸۸ مورد اعتراض مردم قرار گرفت.

البته اعتراضات مردمی هم باعث اصلاح مواضع رئیس مجمع تشخیص مصلحت نشده و او هرگز هراسی از ماندن در کانون انتقادات به خود راه نداده است به گونه ای که وی در آستانه دومین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری دهم و نیز در هفته های اخیر بار دیگر رویکرد سابق خود را پی گرفته است. شاید در همین راستا بود که آقای هاشمی روز گذشته با مجمع محقیق و مدرسین حوزه علمیه قم، از گروه های حامی جریان فتنه، دیدار کرد.

اما آقای هاشمی که در سخنانی مکرر این روزها بر از دست رفتن اعتماد مردم و لزوم ترمیم آنان تاکید کرده است به این سوال پاسخ نداده است که چه کسی برای نخستین بار "بذر تردید" و "بی اعتمادی" را در دل مردم کاشت و پس از انتخابات به حمایت از جریان فتنه گر پرداخت؟ و آیا راهکار بهتر برای تقویت اعتماد مردم، عزم آقای هاشمی و خواص همسو به اصلاح رفتار و رویکرد خود در چند سال اخیر نیست؟

باتوجه به رویدادهای دو سال اخیر از جمله ماجرای تغییر رئیس مجلس خبرگان به نظر می رسد آنچه از دست رفته اعتماد مردم به برخی جریان ها و شخصیت هاست نه نظام؛ اعتمادی که به گفته خود آقای هاشمی ترمیم آن ضروری است.

البته شاید منظور آقای هاشمی از "مردم" حامیان جریان فتنه باشد که اگر اینگونه باشد نیازی به نوشتن درباره آن وجود ندارد.

در هر صورت روشن است که نباید از رویکرد این روزهای آقای هاشمی و دوستانش بسادگی گذشت زیرا اصرار رئیس مجمع تشخیص مصلحت بر پیش کشیدن موضوع "تزئینی" بودن رای مردم و احیای رویکرد سال ۸۷ و ۸۸ از پروژه ای حساس حکایت دارد که نیازمند توجه ویژه مسئولان، فعالان سیاسی و دانشجویی و رسانه های در این باره است. حتی اگر مواضع او "سخنانی هرچند نادرست" از زبان یک دلسوز نظام توصیف شود نیازمند دادن تذکرات لازم است.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:29 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران در سفر چند ساعته خود به ریاض در روز سه شنبه برای حضور در مراسم تشییع جنازه شاهزاده سلطان ولیعهد متوفی عربستان با روزنامه سعودی الشرق الاوسط چاپ لندن مصاحبه داشت.

این گفت و گو در محل اقامتگاه سفیر ایران در ریاض و قبل از ترک این شهر به مقصدتهران انجام شده است.

متن کامل این مصاحبه به این شرح است.

 نگاه شما به شخصیت ولیعهد متوفی چیست؟ آیا برنامه های دیگری در این سفر دارید؟

 قبل از هر چیزی می خواهم از روزنامه الشرق الاوسط سپاسگزاری کنم زیرا هنگامی که در عربستان سعودی حضور داشتم روزانه آن را مطالعه می کردم (اشاره به حضورش در عربستان به هنگام تصدی معاونت علمی سازمان کنفرانس اسلامی) ؛‌ الشرق الاوسط روزنامه برجسته ای است با این که نسبت به این روزنامه و به ویژه نحوه تعامل آن با موضوع روابط عربستان سعودی و ایران، انتقاد دارم ولی به هر حال روزنامه برجسته ای است و برای شما آرزوی موفقیت دارم.

اما درباره موضوع دوم ، هنگامی که خبر اندوهناک درگذشت شاهزاده سلطان را دریافت کردیم، شوکه شدیم. دولت ایران تصمیم گرفت تا مرا به عربستان سعودی اعزام کند تا تسلیت دولت و ملت ایران را به دولت و ملت عربستان سعودی ابلاغ کنم.

شاهزاده سلطان شخصیت معروفی بود و نیازی به توضیح در این باره وجود ندارد. او  چهره ای جهانی و شخصیتی دانا از لحاظ سیاسی بود.
علاوه بر اینها شخصیت وی دارای بعد دیگری نیز بود و آن اینکه او به فعالیت های خیریه اهمیت می داد و نقش بزرگی در پیشبرد شکوفایی و پیشرفت در عربستان سعودی داشت.

شاهزاده سلطان دارای مسئولیت های بزرگ و متعددی بود و اثرات خوبی از خود به جای گذاشت که پس از درگذشت، به عنوان یادبودی از او باقی می ماند. ملت سعودی همیشه از او به خوبی یاد می کند و ما از خدای بزرگ می خواهیم او را رحمت کند و جایگاه او را در بهشت برین قرار دهد.

آیا شما در سفر روز سه شنبه به ریاض، برنامه های دیگری به جز تسلیت گفتن دارید یا خیر ؟

 نه ؛ این یک سفر برای ابلاغ تسلیت به خانواده پادشاهی در عربستان سعودی است و خدا را شکر  که توانستم این تسلیت را به خادم الحرمین الشریفین (پادشاه عربستان) و شاهزاده نایف (وزیر کشور )و شاهزاده سعود الفیصل (وزیر خارجه)و دیگر مقامات ارشد سعودی که با آنها دیدار کردم، ابلاغ کنم. این سفر اختصاص به ابلاغ تسلیت به ویژه به خانواده مرحوم فقید و ملت سعودی از طرف دولت و ملت ایران داشت.

اجازه بدهید به موضوع مطرح کنونی بپردازیم یعنی اتهام علیه ایران به دخالت در طرح ترور سفیر سعودی در واشنگتن. آیا در این باره با طرف های سعودی تماس داشته اید یا خیر؟

 منظور شما مشکل اخیری است که از طرف آمریکا ایجاد شد؟ هنگامی که من این خبر را شنیدم سعی کردم با برادر سعود الفیصل (وزیر خارجه عربستان) تلفنی مکالمه کنم اما او در مسیر وین به واشنگتن بود.
ما این اتهامات را رد می کنیم و هیچ توجیهی برای انجام چنین اقدامی (ترور) توسط کشور برادر عربستان یعنی ایران وجود ندارد. یعنی  با انجام این اقدام چه چیزی تحقق می یابد؟ این اتهامی از سوی آمریکایی هاست. آنها می خواهند اختلافاتی را در میان کشورهای اسلامی و به ویژه بزرگترین کشورها در امت اسلامی یعنی عربستان سعودی و ایران ایجاد کنند.

این دو کشور به مانند دو بال امت اسلامی هستند. ما همیشه اعلام کردیم که آرزو می کنیم روابط میان دو طرف، تحکیم، تعمیق و گسترش یابد زیرا هیچ مشکلات دو جانبه میان دو طرف وجود ندارد البته مشکلاتی عادی وجود دارد که میان همه کشورهای دیگر هم وجود دارد مانند مشکلات مرزی و غیره.اما به عنوان دو کشور، مشکلاتی میان ما نیست.

هنگامی که به صورت دقیق به این مسئله می پردازیم هیچ مشکلی را نمی بینیم . البته تفاوتی در نگاه ها به تحولات جهانی و منطقه ای وجود دارد . حتی در یک خانواده هم ممکن است میان برادران تفاوتی در نگاه ها وجود داشته باشد. هنگامی که یک سال پیش مسئولیت وزارت خارجه را برعهده گرفتم از روز نخست اعلام کردم که اولویت برای ما گسترش روابط با عربستان سعودی است.
 
در این مدت برای گسترش روابط با عربستان سعودی چه کردید؟

 من همه تلاش خود را برای گسترش این رابطه به کار گرفتم . قرار بود برای دیداری رسمی، به عربستان سعودی سفر کنم ولی با سفر سعود الفیصل به قاهره برای حضور در نشست اضطراری اتحادیه عرب، همزمان شد و به تاخیر افتاد ؛ سپس مشکلات و تحولات دیگری به وجود آمد که مانع از سفرم به عربستان سعودی شد.

 ایران از ابتدا موضوع (دخالت در ترور سفیر سعودی) را رد می کرد اما پس از آن مواضع دیگری مطرح کرد مانند اینکه تهران آمادگی همکاری در تحقیقات این موضوع را دارد و سپس متهم کردن سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به دخالت در این مسئله تا آنجا که برخی از مقامات ایرانی ، متهم در این ماجرا را انسانی کودن و احمق توصیف کردند. این سردرگمی در ایران در تعامل با این موضوع را چگونه تفسیر می کنید؟

 هر انسان عاقلی که در این موضوع فکر کند می بیند که امریکا حمله علیه ایران را از جوانب مختلف آغاز کرده است .
اول از بعد حقوق بشر که پیش نویسی را در زمینه حقوق بشر علیه ایران مطرح کردند و سپس اتهامات علیه ایران در زمینه استفاده از انرژی هسته ای مسالمت آمیز تا حد اعمال فشار آمریکا بر  آژانس بین المللی انرژی اتمی برای صدور گزارشی که ایران را در زمینه هسته ای محکوم می کند.

از سوی دیگر موضوع دخالت ایران در اقدام تروریستی مطرح شد . آیا عاقلانه است که ایران به چنین عملیاتی در واشنگتن دست بزند و عربستان سعودی را مورد هدف قرار بدهد؟
انسان باید این موضوع را از خود بپرسد که چرا چنین چیزی باید انجام شود؟ آیا چنین عملیاتی به سود منافع ایران است؟ عقلم سلیم چنین چیزی را نمی پذیرد . شیاطین همیشه برای ایجاد اختلافات میان کشورهای اسلامی فعالیت می کنند .

منظور شما از شیاطین چه کسانی هستند؟

 منظورم، شیاطین غرب هستند. خدا را شکر در شرق، شیاطین نداریم . جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی و کشورهای موجود در خاورمیانه از هزاران سال پیش تاکنون به حکم جغرافیا و همسایگی در کنار یگدیگر زندگی می کنند. اشتراکات میان ما بسیار بیشتر از اختلافات است.

علاوه بر این، متهم ماجرای ترور، در نخستین جلسه دادگاه، اتهامات علیه خود را رد کرد . این فرد از 30 سال پیش در آمریکا زندگی می کرد تابعیت آمریکا دارد و  در آمریکا ازدواج و کار می کرد و آنجا رشد کرد؛ آیا  ما به چنین فردی مراجعه می کنیم .آیا عاقلانه است که جمهوری اسلامی ایران به چنین اقدامی دست بزند؟

 شما این برنامه ترور را به صورت کامل رد می کنید پس چرا موضع ایران از تکذیب تا آمادگی برای همکاری و سپس متهم کردن مجاهدین خلق تغییر کرد؟

 ما از ابتدا این موضوع را به طور کامل رد کردیم ولی درخواست دریافت اطلاعاتی را درباره ایرانی های متهم در این ماجرا ، مطرح کردیم یعنی اگر اینها ایرانی هستند اطلاعاتی را درباره آنها به ما بدهید.

 آیا در این باره درخواست رسمی را به آمریکا ارائه کردید؟

فکر نمی کنم ما درخواست رسمی را ارائه کرده باشیم ولی این موضوع را در رسانه ها اعلام کردیم و از آمریکا خواستیم اطلاعاتی را درباره فردی که او را بازداشت کرده است ، در اختیار ما قرار بدهد و ملاقات کنسولی ایران با این متهم را تسهیل کند. آمریکا در این باره اعلام آمادگی کرده که دراین زمینه اطلاعاتی را در اختیار ما قرار دهد و فرصتی را برای ملاقات با این ایرانی بازداشت شده قرار بدهد ولی هیچ اتفاقی تاکنون رخ نداده است و هیچ چیزی از طرف آمریکا، دریافت نکردیم.

 آیا دلایلی درباره دخالت یا ارتباط سازمان مجاهدین خلق با این موضوع دارید؟

فرد دیگری که در این ماجرا نام او به عنوان متهم اعلام شده، غلام شکوری است . ما در ایران 150 غلام شکوری داریم . سوالی از پلیس بین الملل درباره این اسم دریافت کردیم  و در بررسی ها معلوم شد که فردی به نام غلام شکوری نیز در آمریکا زندگی می کند و عضو سازمان مجاهدین خلق است.

 نگاه شما به آینده روابط میان ایران و عربستان پس از اتهام زنی آمریکا به ایران به دخالت در ترورسفیر سعودی در واشنگتن چیست؟

من امروز (سه شنبه) با پادشاه عربستان سعودی صحبت کردم و به او تسلیت گفتم . من مطمئن هستم که مقامات سعودی بسیار بیش از آنکه این اتهامات را بپذیرند، از حکمت و عقلانیت برخوردارند و بدون توجیه فضایی را برای ورود به مشکلاتی که به سود کسی نیست فراهم نمی کنند. من مطمئن هستم که ان شاء الله ما از این مشکل که آمریکا آن را به راه انداخته عبور خواهیم کرد .البته پیش بینی می کنم که آمریکا مشکلات دیگری را میان ایران و عربستان ایجاد کند. آمریکا همیشه مشکلاتی را ایجاد می کند .

آمریکا  چه سودی در ایجاد فتنه میان عربستان سعودی و ایران دارد؟

هر چقدر فتنه در منطقه بزرگتر باشد آمریکایی ها برای باقی ماندن در منطقه و سیطره بر آن راحت تر خواهند بود.

همزمان با خروج تمامی نظامیان آمریکایی از عراق تا پایان سال جاری میلادی ، این نگرانی در میان کشورهای عربی وجود دارد که ایران هم اکنون از طریق نوری مالکی ، عراق را تحت حاکمیت خود دارد . اتهام زنی مستقیمی به ژنرال قاسم سلیمانی (فرمانده سپاه قدس) نیز وجود دارد که او روند سیاسی و نظامی در عراق را به نیابت از عراقی ها مدیریت می کند ؟ به این اتهام چه پاسخی دارید؟

 این نادرست است . آیا معقول است که عراق با 6 هزار سال تاریخ و ملت 30 میلیونی برای اداره کشور خود پیرو یک نفر باشند . آیا این موضوع عاقلانه است؟
امریکا 150 هزار نظامی دارد ولی نمی تواند کاری از پیش ببرد ولی یک ایرانی این کار را انجام می دهد ؟ این شبیه معجزه عصای موسی است. این اظهارات بی اساس هستند و ملت عراق ، ملتی بزرگ ، باتاریخ و با فرهنگی است . ملت عراق به استقلال دست یافت و خود را از شر طاغوت صدام نجات داد ولی وارد مشکلاتی شد که پس از سقوط صدام، به وجود آمد.

 ولی آمریکا عراق را از شر صدام نجات داد و نه عراقی ها.

ولی نباید از مقاومت عراقی ها غافل بود. صحیح است که آمریکا، عراقی ها را کمک کرد ولی کم نبودند مخالفان عراقی و آنهایی که علیه صدام جنگیدند و کشته شدند. این صحیح نیست که آمریکا عراق را از شر صدام نجات داد. بله  آمریکا نقشی را در تسریع روند سقوط صدام داشت ولی ملت عراق در مقابل صدام ایستاد . مثلا اگر بر فرض ملت عراق در کنار صدام بود آیا آمریکا می توانست به این آسانی وارد عراق شود؟ قطعا خیر.

 آینده همکاری کشورهای عربی و ایران در عراق در مرحله پس از خروج نظامیان آمریکایی از این کشور را چگونه می بینید ؟ ما شاهد جای خالی کشورهای عربی در عراق در مقابل حضور گسترده ایران در این کشور هستیم.

امیدواریم برادران ما از کشورهای عربی وارد عراق شوند. من در ماه های گذشته سه سفر به عراق داشتم . هر گاه با مقامات عراقی صحبت کردم این تمایل را در آنها حس کردم که خواهان بازگشت و گسترش روابط با کشورهای عربی هستند زیرا عراق یک کشور عرب و مسلمان و همسایه بسیاری از کشورهای عربی است . نباید چنین جای خالی وجود داشته باشد اگر اختلافات سیاسی وجود دارد با یکدیگر مذاکره کنند.

 پس شما از پیشنهاد رئیس پارلمان عراق برای برگزاری نشست چهارجانبه در بغداد با حضور نمایندگان پارلمانی از عربستان ،ایران، عراق و ترکیه برای بحث و بررسی اختلافات در دیدگاه ها در برابر وضعیت عراق موافق هستند؟

بله. این پیشنهاد خوبی است . ایران آماده کمک به همسایگان خود در منطقه است . سیاست ما در ایران بر پایه همکاری با یکدیگر برای استقرار امنیت و صلح در منطقه است. زیرا این موضوع به سود همه است. ما برای منطقه و همه همسایگان خود به ویژه همسایگان عربی امنیت وصلح را آرزو می کنیم  این موضوع را از دریچه عقلانیت سیاسی مطرح می کنیم.

 چرا واکنش ایران به آنچه در سوریه رخ می دهد با تاخیر روبه رو بود؟ احمدی نژاد کشتارها وخشونت ها در سوریه را تنها در چند روز اخیر محکوم کرد . در روابط فعلی خود با سوریه بر روی ملت این کشور تکیه می کنید یا دولت سوریه ؟

ما بر پایه هایی تکیه می کنیم که بر اصول و مبانی استوار هستند. در هر کشوری که مطالبات مشروعی از طرف ملت وجود داشته باشد دولت می بایست این مطالبات مشروع ملت را بپذیرد و برآورده سازد. موضوع دیگر این که ما مخالف دخالت خارجی در هر کشوری هستیم ،‌همانگونه که موضع ما در برابر بحرین نیز همین گونه است. همیشه می گوییم که دولت بحرین می بایست مطالبات ملت خود را برآورده سازد .

ما مخالف دخالت خارجی در امور داخلی بحرین هستیم. درباره سوریه نیز همین مطلب را می گوییم دولت سوریه می بایست مطالبات ملت خود را برآورده سازد و نباید هیچ دخالت خارجی در این کشور صورت بگیرد. هم اکنون بشار اسد رئیس جمهور سوریه اصلاحاتی را اعمال کرده است. آنها گفته اند که تصویب قانون اساسی جدید را بررسی می کنند و تاریخی را برای انتخابات تعیین کرده اند. اجازه بدهید به آنها فرصتی بدهیم.

 یعنی شما معتقدید که باید به بشار اسد فرصتی برای اجرای اصلاحات داد؟

بله لازم است فرصتی داده شود ؛ بشار اسد بارها اعلام کرد که انتخابات پارلمانی برگزار خواهد کرد و قانون اساسی جدیدی تنظیم خواهد کرد. دیگر چه چیزی می خواهند؟

 منظور شما از "چه چیز دیگری می خواهند" کیست؟ ملت سوریه یا مخالفان در خارج از این کشور؟

هنگامی که از مخالفان سخن می گوییم باید بدانیم که بخش زیادی از ملت سوریه در تظاهرات حمایت از بشار اسد شرکت می کنند . این یک واقعیت است و گروه های دیگری از ملت نیز هستند که مطالبات مشروعی دارند.

 آقای صالحی! در بحرین هم تظاهرات هایی در حمایت و تایید پادشاه و دولت این کشور برگزار شد، پس در این صورت اختلاف چیست؟

نه ؛ میان تظاهرات و اعتراضات و انقلاب تفاوت وجود دارد. در لیبی انقلاب به وجود آمد و همه چیز تغییر کرد . اعتراضاتی نیز صورت می گیرد که بیش از نیمی از ملت قیام می کند . تظاهرات های پراکنده وغیر متوالی نیز وجود دارد همانگونه که در انگلیس ، فرانسه و وال استریت (آمریکا)روی می دهد . هم اکنون در سوریه آیا تحرک مردم ، تظاهرات ، اعتراضات بیش از نیمی از ملت یا انقلاب است؟

 نظر شما چیست؟

من معتقدم وضعیت سوریه بین تظاهرات و اعتراضات در سطح بالاست. یعنی بخش هایی از مردم مطالبات مشروعی دارند و بخش هایی هم از خارج از سوریه مورد پشتیبانی قرار می گیرند که به دنبال پیچیدگی اوضاع در سوریه هستند.
این چیزی نیست که ما می خواهیم. آنها باید فرصتی به بشار اسد بدهند تا انتخابات برگزار کند و قانون اساسی را تغییر دهد.

نگرانی از حجاج ایرانی وجود دارد که به اقداماتی دست بزنند که وضعیت حج امسال را به هم بریزد این موضوع سابقه تاریخی هم دارد . نظر شما درباره این نگرانی ها چیست؟

انشاء الله حج امسال به بهترین شکل ممکن و بدون هیچ مشکلاتی برگزار می شود. نگرانی درباره اقدامات احتمالی توسط حجاج ایرانی ، تخیلات و فرضیات است. آیا ما مجبور هستیم به تمامی تخیلاتی که در ذهن برخی افراد وجود دارد پاسخ بدهیم.حجاج به عربستان سعودی می آیند تا مناسک حج را ادا کنند . امیدواریم حج امسال نسبت به سال های گذشته بهتر باشد.
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:28 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

سفر علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران به ریاض برای شرکت در مراسم تشییع جنازه ولیعهد عربستان و نیز تسلیت گویی محمود احمدی نژاد به پادشاه سعودی به خاطر درگذشت برادرش ،‌با واکنش های منفی متعددی از سوی برخی رسانه های اصولگرا مواجه شده است ؛‌از جمله روزنامه کیهان در شماره امروز خود از شرکت صالحی در مراسم تشییع جنازه شاهزاده سلطان انتقاد کرد و نوشت که چگونه وزارت خارجه از یک سو کشتار مردم بحرین و یمن توسط سعودی ها را محکوم می کند و از سوی دیگر به مراسم ختم ولیعهد سعودی ها می رود؟صالحی و احمدی نژاد

برخی دیگر از رسانه های اصولگرا نیز به تسلیت گویی رئیس جمهور انتقاد کرده و آن را "تسلیت به قاتل"‌نامیده و به شدت نکوهیده اند.

در این که حکومت سعودی تمایلات ضدایرانی دارد و در سرکوب مردم یمن و بحرین مشارکت می کند تردیدی نیست اما حساب آداب دیپلماتیک از این مسائل جداست.

هر کشوری در حوزه روابط خارجی خود یک سری اصول دارد که بدانها پایبند است. مثلاً‌ برای حکومت آمریکا حفظ و حراست از اسرائیل یک اصل لایتغیر در سیاست خارجی است و برای جمهوری اسلامی ایران هم آرمانگرایی اسلامی.

این اصول هر چند بن مایه حرکت هر دولتی در نظام بین الملل را تشکیل می دهند اما پایبندی به آنها مغایرتی با حفظ آداب دیپلماتیک ندارد.
یکی از این آداب هم شرکت در مراسم ختم مقامات ارشد کشورهایی است که با آنها روابط دیپلماتیک برقرار است.

ایران و عربستان ، هر چند تضاد منافع آشکاری در منطقه دارند ولی در عالی ترین سطح دیپلماتیک -یعنی در سطح سفیر- با یکدیگر رابطه دارند. بنابراین نمی شود که رابطه دیپلماتیک داشت و در حالی که دهها هزار زائر ایرانی در همین لحظه در عربستان هستند کوچک ترین و پیش پا افتاده ترین آداب دیپلماتیک را زیر پا گذاشت.

این نهایت بی انصافی است که مقامات وزارت خارجه را همواره مورد نقد قرار داد که دیپلماسی نمی دانند ولی وقتی یک کار مبتنی بر آموزه های اولیه دیپلماسی هم از آنها سر می زند ، آسمان و ریسمان به هم بافته شوند تا آن کار مثبت منکوب شود!

احتمالاً‌ کسانی که از تسلیت رئیس جمهور و شرکت وزیر خارجه در مراسم ختم و تشییع ولیعهد عربستان ناراحت شده اند انتظار داشتند که رئیس جمهور سه روز جشن عمومی در ایران اعلام کند و وزیر خارجه هم به همتای سعودی اش زنگ بزند و بگوید خوب شد که مرد!

مشکل بزرگ کشور ما این است که همه چیز را با هم قاطی می کنند و بر مبنای فرمول "صفر و یک" عمل می کنند. مثلاً‌ چون در این مورد بخصوص عربستان در خلاف منافع ما در بحرین مداخله می کند یا ایران را متهم به ترور سفیرش کرده است ، باید دیپلماسی را کنار بگذاریم و حتی یک تسلیت خشک و خالی هم نگوییم.

این در حالی است که مشکلات ما با عربستان و حرکات ما در منطقه که علیه منافع سعودی هاست به جای خود محفوظ است و حفظ روابط سیاسی و پاینبدی به آداب دیپلماتیک هم در جای خود ؛ و حضور صالحی در مراسم ختم ولیعهد عربستان به معنای چشم پوشیدن از اختلافات موجود نیست.

وانگهی هر اندازه که دو کشور از همدیگر دور باشند ،‌ سوء تفاهم ها و تضادها تشدید می شود و برعکس به همان اندازه که کشورها به یکدیگر و مردم و مقامات همدیگر احترام بگذارند روابط حسنه تقویت می شود که یکی از مظاهر این احترام دیپلماتیک و حتی انسانی ، همین ابراز همدردی در غم ها (مانند فوت مقامات و بروز زلزله و توفان) و اظهار شراکت در شادمانی ملل دیگر (مانند روزهای ملی و استقلال و موفقیت های بزرگ ورزشی)‌ است.

فراموش نکنیم در دوران جنگ سرد که دو ابرقدرت شرق و غرب حتی گاه تا آستانه جنگ اتمی هم پیش می رفتند ، روابط دیپلماتیک بین آنها در عالی ترین سطوح برقرار بود و در همان حال بزرگ ترین رقابت تاریخ در تقسیم منافع جهان بین آمریکا و شوروی سابق در جریان بود.
حتی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هم دو کشور روابط دیپلماتیک خود را ولو در سطحی نازل حفظ کرده بودند.
در واقع عالم روابط بین الملل جایی برای رفتارهای صفر و یکی ندارد و یک دولت و یک سیاستمدار باید این سخن نغز سعدی را  آویزه گوش کند که "نه چندان درشتی كن كه از تو سیر گردند و نه  چندان نرمی كه بر تو دلیر شوند... درشتی و نرمی به هم در به است."

همه این ها از این آموزه دیپلماتیک نشأت می گیرند:‌ "پایبندی به اصول منافاتی با حفظ آداب دیپلماتیک ندارد."

لذا بر سبیل انصاف باید گفت که تسلیت گویی مقامات ایران و حضور صالحی در مراسم تشییع ولیعهد عربستان نه تنها منافاتی با اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نداشته ،‌بلکه منطبق بر منافع ملی و آداب دیپلماتیک بوده است و در عین حال نافی مواضع ایران در قبال سعودی ها نیست چه آن که رقابت و حتی خصومت به جای خود و آداب دیپلماتیک هم به جای خود.


نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:16 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

با درگذشت ولیعهد 86 ساله عربستان سعودی ،‌سوالی که برای ایران حائز اهمیت است مطرح می شود آیا این اتفاق، تأثیری بر روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان دارد؟ و اگر جواب مثبت است چه تاثیری؟
 
1- وضعیت فعلی رابطه تهران - ریاض:

وضعیت فعلی این رابطه به هیچ عنوان مناسب نیست و بی اعتمادی میان دو طرف در بالاترین سطح و ابعاد قرار دارد.

تهران و ریاض هم اکنون در سطح داخلی، منطقه ای، جهانی با یکدیگر رویا رویی دارند:
دو کشور همدیگر را در ناآرامی داخلی خود مقصر می دانند.( ریاض ایران را متهم به تحریک شیعیان عربستان می کند و ایران معتقد است که عربستان حامی گروه هایی مانند جندالله - گروهک ریگی - است.)

دو کشور در بسیاری از کشورهای منطقه از جمله لبنان، فلسطین، عراق ، بحرین و ... در حال رقابت و رویارویی با یکدیگر هستند.
دو کشور در مهمترین سازمان بین المللی یعنی سازمان ملل متحد و مهمترین نهاد آن (شورای امنیت) بر سر اتهام ایران به دخالت در ترور سفیر سعودی در واشنگتن  مقابل هم قرار گرفته اند.

عربستان سعودی به طور رسمی و قطعی و نه صرفاً در حد اتهام زنی، ایران را مسئول برنامه ریزی برای ترور سفیرخود در واشنگتن می داند و گزارشش را نیز به شورای امنیت فرستاده است.

2- چه کسی ولیعهد می شود؟

براساس شرایط فعلی، به احتمال بسیار زیاد، نایف از فرزندان ملک عبدالعزیز موسس پادشاهی عربستان سعودی، ولیعهد بعدی است.
او هم اکنون وزیر کشور و معاون دوم هیات وزیران (نفر سوم در تشکیلات حکومتی بعد از پادشاه و ولیعهد) است.

روابط ریاض - تهران در سایه مرگ ولیعهدشاهزاده نایف متولد 1933 میلادی (78 ساله) پسر بیست و سوم  ملک عبدالعزیز پادشاه پیشین عربستان سعودی و بنیانگذار دولت نوین این کشور است.
شاهزاده نایف از 36 سال پیش تاکنون در سمت وزیر کشور و از سال 2009 تاکنون در مسئولیت معاون دوم رئیس هیات وزیران قرار دارد.
ریاست هیات وزیران برعهده پادشاه است.

  قطعاً جهت گیری های کلان سیاست خارجی عربستان سعودی با تغییر ولیعهد، تفاوتی نخواهد کرد اما به دلیل نوع نگاه ولیعهد جدید در کنار شرایط داخلی و خارجی این تغییر می تواند در موضوع حساس رابطه با ایران، تعیین کننده باشد.

3- اهمیت ولیعهد جدید

 به 3 دلیل، تغییر ولیعهد در شرایط فعلی بسیار مهم و در سیاست های خارجی ریاض و به وِیژه در رابطه با ایران، تاثیرگذار است.

نخست: به دلیل بیماری پادشاه فعلی، عملا، ولیعهد مدیریت کشور را برعهده دارد.
دوم: به دلیل تشدید بیماری پادشاه فعلی و احتمال مرگ او در آینده ای بسیار نزدیک، فاصله رسیدن ولیعهد به کرسی پادشاهی بسیار کوتاه است.
سوم: در صورتی که وزیر کشور ، ولیعهد شود ، پست وزیر کشور را همراه خود خواهد داشت یا اینکه حداکثر به دست پسرش (معاون فعلی وزیر کشور) سپرده خواهد شد.
- ویژگی های ولیعهد جدید 

 اول: نسبت به دیگر شاهزادگان و پادشاه فعلی به نهادهای دینی وهابیت در عربستان سعودی نزدیک تر است.
دوم: نسبت به دیگر شاهزادگان و پادشاه فعلی مخالف بیشتری نسبت به اصلاحات سیاسی و اجتماعی داخلی است و به موضوعاتی مانند حقوق زنان و افزایش نقش و مشارکت آنان در نهادهای حکومتی و انتخابی شدن اعضای مجلس مشورتی(پارلمان) کاملا نگاه منفی دارد.
سوم: او به شدت نگاه امنیتی دارد . ناامنی و بی ثباتی در کشورهای همسایه یا نزدیک عربستان مانند بحرین، عراق، یمن، سومالی، سودان و مصر و افزایش شدت اعتراضات داخلی  در مناطق شیعه نشین نسبت به گذشته، بعد امنیتی ولیعهد جدید را برجسته کرده و توجیه لازم را برای تعمیم نگاه امنیتی به سایر بخش های حاکمیتی، تسهیل می کند.

در مارس 2009 روزنامه سعودی "الجزیره" به نقل از شاهزاده نایف نوشت: عربستان سعودی نیازی به عضویت زنان در مجلس مشورتی ندارد . این کشور نیازی به انتخابات ندارد زیرا همیشه بهترین ها، منصوب می شوند. اگر برای مجلس مشورتی، انتخابات صورت بگیرد میزان لیاقت و شایستگی اعضای منتخب درسطح لیاقت و شایستگی اعضای فعلی نیست.

نایف همچنین بارها از فعالیت و عملکرد مجموعه های موسوم به"هیات های امر به معروف و نهی از منکر" در عربستان سعودی حمایت کرده است.

این هیات ها که از سوی برخی رسانه ها "پلیس دینی " نام گرفته اند متشکل از طلبه ها و فارغ التحصیلان علوم دینی وهابی هستند و ماموریت دارند قوانین اسلامی را در مکان های عمومی از جمله خیابان ها و بازار و دیگر امکان اجرا کنند. آنها در این روند از قدرت اجرایی و تنبیهی نیز برخوردارند.

همچنین با توجه به مخالفت های پنهانی و بعضا علنی با ولیعهدی شاهزاده نایف و امکان افزایش شکاف ها در خانواده حاکم در عربستان سعودی، بعید نیست ولیعهد جدید برای ایجاد وحدت در میان خانواده حاکم و انحراف توجه ها، هر از چند گاهی به ایجاد بحران های خودساخته با ایران بپردازد یا اختلافات کوچک میان دو طرف را پررنگ کند.

براساس تجربه، ثابت شده است هر چقدر حاکمان عربستان سعودی از نهادهای دینی وهابیت دورتر و نسبت به اصلاحات اجتماعی سیاسی داخلی (ولو در زبان و با حداقل عملکرد) موضع مثبتی داشته باشند پتانسیل آنها برای برقراری روابط نزدیک و همکاری با ایران  بیشتر است. عکس این موضوع هم صادق است و با توجه به مواضع افراطی ولیعهد جدید که بسیار به نهادهای وهابیت نزدیک است ،‌ به نظر می رسد در دوره جدید که معلوم نیست چقدر طول می کشد روابط ایران و عربستان سعودی پتانسیل بیشتری برای تیرگی و تنش خواهد داشت.
 
آخرین اظهارات وزیر کشور عربستان علیه ایران

وزیر کشور عربستان سعودی در آخرین اظهارات خود علیه ایران که در شهریور ماه گذشته منتشر شد گفته بود ریاض از اقدامات ایران علیه خود، رنج می برد.

نایف ادامه داده بود: عربستان سعودی از سوی تروریست ها مورد هدف است. ما از شمال با مشکلات عراق و از جنوب با مشکلات یمن  و همچنین با مشکلات ایران واقدامات این کشور علیه عربستان سعودی و از غرب با مشکلات آفریقا، احاطه شده ایم . البته با همه این مشکلات ما در عربستان سعودی در ثبات و پیشرفت زندگی می کنیم.

وزیر کشور عربستان سعودی که به حمایت از افراط گرایان اسلامی در کشورش معروف است گفته بود: ما با مشکلاتی از ایران روبه رو هستیم. عربستان سعودی از سوی ایران ، مورد هدف است.

این اظهارات نایف با واکنش ملایم وزارت خارجه ایران روبه رو شد.
رسانه های ایران در آن مقطع نوشتند: یك مقام آگاه در وزارت خارجه كشورمان ضمن رد اظهارات  نایف مبنی بر وجود مشكلاتی كه از سوی ایران، عربستان را هدف قرار داده است، گفته است: ایران همواره خواستار ثبات، آرامش و شكوفایی برای كشور عربستان بوده و چیزی به نام مشكلاتی كه عربستان را مورد هدف قرار می‌دهد، وجود ندارد.


نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:11 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

صبح امروز  - بعد از نماز - اتصال سیم در خوابگاه دانش آموزان باعث ایجاد یک آتش سوزی مهیب شد که طی آن 5 دانش آموز دچار سوختگی بسیار شدند.
شدت سوختگی به حدی زیاد بود که دو دانش آموز به نام های "قاسم حیرتی" و "قنبر قریب"در همان ابتدای کار جان خود را از دست دادند.

اما دانش آموزانی که دچار سوختگی قریب به صد در صدی شدند از صبح امروز در بلاتکلیفی مفرط بودند و مظلومانه درد کشیده اند.

در پی این حادثه ،‌به دلیل فقدان امکانات بیمارستانی برای بستری کردن این دانش اموزان ،‌ پزشکان چابهاری ابراز داشتند که مصدومان باید هر چه سریع تر به مرکز استان منتقل شوند. با اعلام این اضطرار ،‌تلاش ها برای انتقال هوایی این افراد به زاهدان آغاز شد ولی برغم تماس های مکرر والدین و مسوولان محلی با مراکز امدادی از جمله هلال احمر در زاهدان و تهران ، هیچ هلی کوپتر و هواپیمایی برای انتقال این دانش آموزان که در درد ناشی از سوختگی بسیار شدید به خود می پیچیدند پیدا نشد.

عبدالسلام بلیده ،‌از بستگان نزدیک یکی از این دانش اموزان در گفت و گو با خبرنگار عصرایران در این باره گفت:‌ از صبح امروز تا حوالی ظهر به هر دری زدیم ولی نه هواپیمایی فرستادند و نه هلی کوپتری. حتی از هلال احمر تهران به زاهدان هم دستور دادند که بچه ها را با هلی کوپتر هلال احمر منتقل کنند ولی مسوولان زاهدان گفتند رئیس جمهور هم زنگ بزند نمی توانیم چون هلی کوپتر نداریم.

وی افزود:‌ما حتی حاضر شدیم 100 میلیون تومان هم بپردازیم تا یک هواپیمای اختصاصی بفرستند و بچه هایمان نجات یابند اما باز هم نفرستادند.

بلیده گفت:‌مسوولان بیمارستان امام علی(ع)‌چابهار هم حاضر نشدند تا بعد از ظهر بچه ها را نگه دارند تا بلکه بتوانیم هواپیمایی برای انتقال آنها به شیراز یا تهران پیدا کنیم ؛ مسوولان این بیمارستان به ما گفتند که در کل این بیمارستان حتی یک اتاق ایزوله هم نداریم و اگر بچه ها را بستری کنیم قطعاً‌ دچار عفونت می شوند.
وی افزود:‌ بچه های ما صبح سوختند و تا ظهر دنبال هواپیما بودیم و آخر سر هم بعد از ظهر با آمبولانس های قدیمی آنها را به زاهدان فرستاند .

بلیده در حالی که نگران و مضطرب بود گفت: آنها باید همان اول صبح با هواپیما منتقل می شدند ولی الان باید 8-7 ساعت در راه باشند و خدا می داند که در طول مسیر چه خواهد شد ؛‌آن هم با امکانات کم آمبولانس ها و مسیر پر پیچ و خم جاده چابهار به زاهدان.

بلیده گفت: انتقال زمینی از شهری مانند قم به تهران به واسطه نزدیک بودنشان معقول است اما متاسفانه مسوولان هیچ فکری برای شهرهای دور در مواقع اضطراری نکرده اند و وزارت بهداشت هم که در این باره کاملاً فشل و درمانده است به طوری که توان انتقال 3 دانش اموز که دچار سوختگی وحشتناکی هم شده اند را ندارد اما ادعایشان زمین و زمان را کر کرده است

این در حالی است که جهانشاهی از مسوولان سازمان آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرگزاری مهر مدعی شد که این سه دانش آموز با اولین پرواز به عازم مرکز استان شده اند.

بلیده در واکنش به این ادعا با عصبانیت گفت:‌ کدام هواپیما؟‌ چرا اینها دروغ می گویند. بچه های ما تازه از چابهار راه افتاده اند به سمت زاهدان آن هم با آمبولانسهای زمینی.

وی افزود:‌حالا که کاری نکرده اند چرا دارند دروغ می گویند و نمک به زخممان می پاشند؟ لااقل راستش را بگویند تا مسوولانی که در استان و تهران نشسته اند بدانند که چه مشکلاتی داریم و برای دفعات بعد چاره اندیشی کنند نه این که همه چیز را عالی جلوه دهند و مسوولان بالا هم به خیال این که مشکلی نیست کاری نکنند.

خبرنگار ما در ادامه پیگیری های خود با تلفن همراه پدر یکی دیگر از مصدومان تماس گرفت تا قضیه انتقال دانش اموزان با هواپیما یا آمبولانس را جویا شود.
مولابخش درزاده ،‌پدر فرشید با تاکید بر دروغ بودن خبر انتقال هوایی دانش آموزان گفت:‌اینها همه حرف است ، کدام هواپیما؟‌ من هم اکنون درون آمبولانس ،‌در جاده و بر بالین فرزندم هستم  و 750کیلومتر باید راه برویم.

وی افزود:‌سه آمبولانس در مسیر زاهدان هستند ؛ حال بچه ها هم اصلا مساعد نیست و آنها را با آمپول های مخصوصی فعلاً آرام و بی حرکت نگه داشته اند تا ببینیم چه اتفاقی می افتد.

نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:09 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

با مرگ سلطان بن عبدالعزیز، ولیعهد عربستان سعودی، گمانه زنی ها درباره ولیعهد جدید به مرحله سرنوشت سازی رسیده است.
 
براساس قوانین فعلی در عربستان سعودی، ولیعهد جدید در این کشور، توسط اعضای "هیات بیعت"، انتخاب می شود.

این هیات در سال 2006 با حکم ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی، تشکیل شد. قبل از این حکم، پادشاه به طور مستقیم، ولیعهد را معرفی می کرد البته در این روند با شاهزادگان ارشد، مشورت غیررسمی می کرد.
این نخستین تجربه این هیات پس از تشکیل آن تاکنون است.
همیشه معرفی مسئولان ارشد عربستان سعودی به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت خام جهان و دارنده یک پنجم ذخایر نفتی جهان با توجه جهانی روبه رو بوده است.
 
شاهزاده سلطان (ولیعهد متوفی)، ملک عبدالله (پادشاه) و شاهزاده نایف (وزیر کشور)


در حال حاضر بسیاری از منابع آگاه و رسانه ها از رقابت و حتی رویارویی غیرعلنی در میان شاهزادگان ارشد و فرزندان پسر ملک عبدالعزیز پایه گذار سلسله پادشاهی آل سعود بر سر تصدی ولیعهدی خبر می دهند چرا که با وضعیت نامناسب جسمی پادشاه، ولیعهد جدید بیش از گذشته به کرسی پادشاهی نزدیک است.
 
پس از مرگ ولیعهد، علاوه بر این پست، کرسی وزیر دفاع نیز خالی شده است لذا علاوه بر انتخاب فردی برای پست ولیعهدی، فرد دیگری نیز می بایست برای وزیر دفاع معرفی شود.ولیعهد متوفی ،‌ وزیر دفاع نیز بود.
این روند منجر به خالی شدن پست های بیشتری در سطوح پایین تر می شود.
 
مهمترین گزینه ها
 
هم اکنون شاهزاده نایف 78 ساله از پسران عبدالعزیز پایه گذار سلسله پادشاهی آل سعود و برادر ناتنی ملک عبدالله پادشاه فعلی، از بیشترین شانس تصدی سمت ولیعهدی برخوردار است.
او هم اکنون پست های معاون دوم پادشاه و وزیر کشور را برعهده دارد.

وی در مارس 2009 با حکم پادشاه به عنوان معاون دوم او در هیات وزیران منصوب شد.
در حال حاضر پادشاه و ولیعهد به ترتیب رئیس و معاون هیات وزیران هستند.

در همین ارتباط روزنامه آمریکایی "وال استرتیت ژورنال" نوشت که مرگ شاهزاده سلطان، باب ولیعهدی شاهزاده نایف وزیر کشور فعلی را باز کرد؛اقدامی که جناح لیبرال ها در حکومت ریاض را ناراحت می کند زیرا آنها معتقدند نایف در دوره تصدی وزارت کشور یعنی از سال 1975 تاکنون ، با انجام برخی از اصلاحات مقابله کرد و همیشه به دنبال سرکوب مخالفان  سیاسی بود.

به شاهزاده نایف به عنوان یکی از موانع اصلاحات اجتماعی اقتصادی نگریسته می شود. اصلاحاتی که پادشاه فعلی به دنبال آنهاست و از جمله این اصلاحات می توان به جلوگیری از روند تاثیرگذاری نهادهای افراط گرایی دینی در عربستان اشاره کرد.

مهمترین رقیب وزیر کشور برای در اختیار گرفتن مسئولیت ولیعهدی، شاهزاده سلمان، حاکم فعی ریاض است.
در صورتی که شاهزاده سلمان در این رقابت ناکام شود حداقل به پست وزارت دفاع چشم خواهد دوخت.

در پست وزارت دفاع اما خالد پسر ولیعهد متوفی معاون است و عملا مسئولیت های این وزارتخانه را برعهده دارد. او خود را محق تر از دیگران برای تصدی این پست می داند.

هیات بیعت

"هیات بیعت" متشکل از 34 شاهزاده است که هر کدام، خانواده یکی از پسران ملک عبدالعزیز بنیانگذار سلسله پادشاهی آل سعود را نمایندگی می کند.
در این هیات هر عضو یک رای دارد. رای گیری به صورت مخفی صورت می گیرد و وظیفه انتخاب پادشاه و ولیعهد را برعهده دارد.
نحوه انتخاب ولیعهد نیز اینگونه است که در ابتدا پادشاه می تواند یک یا چند گزینه را به عنوان کاندیداهای تصدی ولیعهدی به اعضای هیات بیعت معرفی کند.
اعضای هیات بیعت می تواند یکی از این گزینه ها را انتخاب کند. در غیر این صورت هیات بیعت یک یا چند گزینه را به پادشاه معرفی می کند تا او، ولیعهد را از میان آنها انتخاب کند.

تغییرات آتی

پیش از این ملک عبدالله فرزندش متعب را به عنوان جانشین خود در ریاست گارد ملی منصوب کرده بود لذا بعید نیست وزیر کشور فعلی هم در صورتی که به عنوان ولیعهد انتخاب شود؛ مسئولیت وزارت کشور را به فرزندش "محمد"معاون فعلی وزارت کشور، واگذار کند.

نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 02:03 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

سال گذشته این موقع ها ، صهیونیست بودیم! البته نبودیم ولی معاون وقت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، در پاسخ به اعتراض سایت های خبری که نسبت به جانمایی غرفه های سایت ها معترض بودند ،‌ مدعی بود که همینی هم که داده اند ( و پولش را هم گرفته اند) لطف کرده اند و سایت ها را به صهیونیستی بودن می نواخت.
سایت ها هم شأن و عزت خودشان را حفظ کردند و نمایشگاه پارسال را تحریم کردند و بدین ترتیب سایت های پربیننده خبری ایران غائبان بزرگ هفدهمین نمایشگاه مطبوعات بودند.

دولت محمد علی رامین در معاونت مطبوعاتی مستعجل بود ولی همان دوران کوتاه برای به جا گذاشتن خاطراتی تلخ و گزنده در حافظه رسانه ای ایران کفایت می کرد. افتضاح نمایشگاه هفدهم تنها یکی از این موارد بود و رفتارهای غیر فرهنگی آقای معاون در بازدید از برخی رسانه ها و برخوردهایی که بعضاً‌ با روزنامه نگاران می کرد ، همه و همه دست به دست هم دادند تا اهالی رسانه - از هر اندیشه و گروهی - دستکم در این رامین و نمایشگاه مطبوعاتباره متفق القول باشند که رامین باید برود... و سرانجام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم این درخواست معقول صنفی را اجابت کرد و رامین رفت و هیچ کس برای رفتنش ناراحت نشد که هیچ ، بلکه اهالی رسانه به یکدیگر تبریک هم گفتند ؛‌خوب به یاد دارم که وقتی حذف رامین از معاونت مطبوعاتی را به یکی از همکاران رسانه ای دادم خنده کنان گفت:‌بر این مژده گر جان فشانم رواست.

حضور رامین در معاونت مطبوعاتی هر چند برای رسانه ها ناگوار بود ،‌اما این خیر و برکت را داشت که مسوولان بعدی که بر این مسند می نشینند لااقل بدانند که چگونه "نباید" رفتار کنند و یادشان نرود که معاونت مطبوعاتی ، از معدود پست هایی است که در درون محفظه شیشه ای قرار دارد و کاملاً جلوی چشم است و هر کس بخواهد حرمت و عرف رسانه را زیر پا بگذارد ، هر چند چند صباحی را ممکن است یکه تازی کند ولی در نهایت نامی نیکو از خود بر جای نخواهد گذاشت.

اینک اما نمایشگاه هجدهم مطبوعات در حالی برگزار می شود که معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دستخوش تحولات مدیریتی شده است و خوشبختانه دیگر خبری از آن برخوردهای سلبی و غیراخلاقی با رسانه ها و روزنامه نگاران در حوزه وزارت ارشاد نیست. البته این به معنای ایده آل بودن شرایط نیست اما اگر منصفانه به موضوع بنگریم باید بگوییم اوضاع از سال گذشته بهتر است و لااقل در این مورد نمی توان گفت سال به سال دریغ از پارسال.

در دوران جدید معاونت مطبوعاتی ، لااقل تا بدین جای کار تعاملات ایجاد شده بین مسوولان این معاونت و رسانه ها، "محترمانه"‌ بوده است ؛ سایت ها برخلاف دوره های قبلی به رسمیت شناخته شده اند و معاون مطبوعاتی و مدیرانش تا کنون جلسات متعددی را فعالان رسانه های مجازی داشته و برای حل مشکلات موجود در این عرصه اعلام آمادگی کرده و قدم هایی هم برداشته اند.
تا جایی که خبر دارم دیگر معاونت مطبوعاتی برای فیلتر کردن سایت ها پیشقدم نمی شود و این خود ، در شرایط کنونی یک تحول محسوب می شود!
البته طبیعی است که مسوولان متولی امر رسانه ها در دولت ، نگرش های سیاسی خود را دارند و هر رسانه ای هم خط مشی خود را . اما تا قبل از این ، آقایان متولی امر در معاونت مطبوعاتی ، به گونه ای رفتار می کردند که گویا رسانه ها ،ادارات زیر مجموعه و اجیر آنها هستند و باید در مسیر اعلامی شان حرکت کنند و الا صهیونیستی هستند و آب به آسیاب دشمن می ریزند! اما در دوره جدید - باز هم لااقل تا به امروز - این فضای تحمیلی احساس نمی شود.
نمایشگاه امسال مطبوعات هم نسبت به سال های گذشته بدون حاشیه های سیاسی و با نظم و نظام بهتری در حال برگزاری است که نشان می دهد تعقل و برنامه ریزی بهتری در میان بوده است.
البته این به معنای بی نقص بودن این نمایشگاه نیست و به عنوان مثال در حالی که انتظار می رفت از سایت های استانی حمایت بیشتری شود ،‌پربیننده ترین سایت خبری استانی در سطح کشور -ارم نیوز- در پرت ترین جای نمایشگاه جانمایی شده بود که باعث شد این سایت از خیر شرکت در این نمایشگاه بگذرد و برغم هزینه های فراوانی مانند آوردن اقلام و تجهیزات از بوشهر ، رزور هتل و ایاب و ذهاب ، در آن شرکت نکند و به شهر خویش بازگردد.

رسانه ها ،‌چیز زیادی از مسوولان نمی خواهند. همین که مسوولان پای رسانه ها را نگیرند برای شان کفایت می کند و دست گرفت شان پیشکش! انصاف باید داشت که لااقل در دوره اخیر مزاحمتی از سوی معاونت مطبوعاتی برای سایت ها ایجاد نشده است و آن طور که از قرائن و شواهد بر می آید در صدد هستند منشأ خیر هم باشند که امیدواریم چنین باشد و ما در قضاوت خود اشتباه نکرده باشیم اما همین که امسال بدون رامین داریم نمایشگاهمان را برگزار می کنیم ،‌ خدا را بسیار شاکریم!



نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان 1390ساعت 01:51 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

یادآور می شود پیش از این محسن سازگارا نیز به خاطر کم کاری و نخ نما شدن تولیدات، از صدای آمریکا اخراج شده بود.

روزنامه کیهان نوشت:
پس از اخراج ۳ تن از همکاران صدای آمریکا، مشاور ارشد بخش فارسی این رسانه نیز اخراج شد.
به گزارش رادیو کوچه، «رودی بختیار» مشاور ارشد رئیس صدای آمریکا بود که روزجمعه اخراج شد. او چندی پیش به دعوت رامین عسگرد رئیس تازه کار صدای آمریکا مشغول به کار شده بود. او پس از جمشید چالنگی، کوروش صحتی و احمد باطبی چهارمین نفری است که اخراج می شود. این اخراج ناگهانی و بدون اطلاع قبلی بوده است.
دو مامور انتظامات صدای آمریکا، بختیار را به خارج از ساختمان صدای آمریکا منتقل کرده اند.
این گزارش همچنین حاکی است بین برنامه سازان بخش «پارازیت» در صدای آمریکا نیز درگیری هایی پیش آمده و سامان اربابی و کامبیز حسینی حسابی به تیپ همدیگر زده اند.
یادآور می شود پیش از این محسن سازگارا نیز به خاطر کم کاری و نخ نما شدن تولیدات، از صدای آمریکا اخراج شده بود.
این خبر در حالی منتشر می شود که مدیران صدای آمریکا همواره از برنامه پارازیت به عنوان یکی از برنامه های موفق صدای آمریکا یاد کرده اند.
حتی در مورد اخراج جمشید چالنگی از صدای آمریکا گفته شده، برکناری جمشید چالنگی توسط واحد حفاظت صدای آمریکا، به دلیل شکایت ستاره درخشش صورت گرفته است.
نوشته شده در دوشنبه 2 آبان 1390ساعت 10:59 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

تسلی دادن رئیس جمهور، معاون اول او و وزیر خارجه کشورمان به آل سعود، خیلی غیر منتظره نبود اما آرزو و دعاهایی که آنان برای "سربلندی"، "بهروزی"، "عزت" و "سعادت" دولت وهابی عربستان کرده اند، بسیاری را متعجب ساخته است.

دکتر احمدی نژاد در پیامش که روز گذشته صادر کرد، پادشاه عربستان را "خادم الحرمین الشریفین"نامید و عنوان کرد: از خداوند متعال، غفران و رحمت الهی برای آن فقید سعید، صبر و شکیبایی جناب عالی و بازماندگان و سربلندی و بهروزی دولت و ملت عربستان سعودی را مسألت دارم.

محمدرضا رحیمی هم که ساعاتی پیش از رئیس جمهور پیامی را به ریاض فرستاده بود، برای دولت آل سعود "عزت و سعادت" مسالت کرد.

پیش از او هم، علی اكبر صالحی، وزیر امور خارجه در پیامی با وزیر امور خارجه عربستان ابراز هم‌دردی كرده بود.

صالحی پیش تر و در حاشیه نشست هیئت دولت در روز ۲۰ مهرماه هم روابط دولت با عربستان را "حسنه" توصیف کرد و با اشاره به سفری که به كشور كویت داشته است، گفت: در این سفر قائم مقام وزارت خارجه عربستان نیز حضور داشت و ما حدود سه ربع با هم صحبت كردیم. روابط ما حسنه است.

وزیر امور خارجه پیش از آن نیز، با همتای بحرینی اش دیدار کرده و او را به آغوش کشیده بود تا موجی از انتقادات ناظران سیاسی و فعالان دانشجویی را به سوی خود راونه کند که چرا قاتلان مردم مظلوم بحرین را در آغوش می گیرد؟

اما مقامات دولت در شرایطی برای "سربلندی" و "بهروزی" پادشاهی آل سعود دست به دعا شده اند که ملت و بویژه شیعیان مظلوم عربستان تحت شدیدترین سرکوب ها قرار دارند و از چند ماه پیش عزم خود را بر سرنگونی آل سعود جزم کرده اند به طوری که هر از چند گاهی دست به تظاهرات می زنند.

به نظر می رسد تسلیت های صمیمانه ای که در ۲ روز گذشته صادر شده با هدف خنثی سازی سناریوی هالیوودی کاخ سفید علیه ایران، راهی ریاض شده اند.

دولت آمریکا در ادعایی مضحک و تخیلی ایران را به دست داشتن در طرح ریزی ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن متهم کرده است؛ ادعایی سینمایی که حتی سازمان اف بی آی، مشاوران کاخ سفید، رسانه های بزرگ، برخی ماموران سابق سیا و سناتورهای این دولت در همان ابتدا آن را زیر سوال بردند.

مقامات کشورمان هم قویا ادعای بی اساس دولت آمریکا را رد کرده و هدف از طرح آن را منحرف کردن افکار عمومی از جنبش گسترده "وال استریت"، ایجاد اختلاف میان مسلمان و مل ایران، و تفرقه افکنی بین ایران و عربستان بویژه در ایام حج تمتع و نیز توجیه اقدامات ضد ایرانی آمریکا توصیف کردند.

با این حال دولت عربستان سعودی نه تنها از واشنگتن بخاطر کشف "توطئه ترور" قدردانی کرد که حتی در نامه ای از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست موضوع ادعای دخالت ایران در طرح ترور سفیر سعودی در واشنگتن را بررسی کند.

با این اوصاف روشن نیست که آرزوی مقامات دولت دهم برای "سربلندی"، "بهروزی"، "عزت" و "سعادت" دولت وهابی عربستان بر چه اساسی مطرح شده است و آیا یک تسلیت حتی صمیمانه به خاندان آل سعود کافی نبود. کدام ضرورت سیاسی چنین جملات غیرمنتظره ای را در لابلای پیام تسلیت به پادشاهی عربستان گنجاند و زمینه تحلیل های مختلف رسانه های بیگانه و احتمالا دلسردی بخشی از شیعیان عربستان را فراهم آورده است.
نوشته شده در دوشنبه 2 آبان 1390ساعت 10:57 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

به گزارش جهان مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی در تاریخ ۲۱/ ۱۰ / ۸۸ نکات وحدت بخش بسیار راه‎گشایی را مطرح کردند که مرور مجدد آن برای این روزها آموزه ها و عبرتها دارد.

علی رضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در یادداشتی به طرح بخش هائی از این دیدار پرداخته است که در ادامه آمده است.در انتهای این متن نیز لینک متن کامل سخنان رهبر انقلاب در دیدار با اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی قرار گرفته است.

در بخش هائی از یادداشت زاکانی آمده است: ... حداقل در فرمایشات رهبر انقلاب ۹ محور برجسته است. آغاز سخن با اظهار خشنودی از حضور افراد آرمان‎گرا و با انگیزه در مجلس است، آقا می‎فرمایند: «این مشی که شما دارید یعنی احساس تکلیف، شناخت تکلیف و بعد پای فشردن بر آن‎چه که احساس شده لازم است و وظیفه شماست و ملاحظه چیزی را نکردن، این همان جوهر نمایندگی است این خیلی چیز باارزشی است.» و ذکر می‎كنند که این حق‎طلبی الان آسان است و برای شرایط سخت‎تر باید آماده شد. مضمون فرمایشات این است که الان این حرف‎هایی که شما می‎زنید ممکن است هزینه‎ای نداشته باشد یا کم‎هزینه باشد اما زمانی ممکن است بیان همین مواضع هزینه بالایی داشته باشد. «یک‎وقت همین موضع هزینه‎‎های سنگینی را برای انسان تحمیل می‎کند، باید برای آن شرایط هم آماده بود.» و به زیبایی ادامه می‎دهند زندگی مجاهدانه یعنی همین که انسان خود را برای عرصه‎‎های سخت آماده کند.

محور دوم فرمایشات معظم‎له پیرامون اهمیت مجلس و مسئولیتی است که در مواقع خطیر کشور این نهاد دارد، با این مضامین ادامه می‎دهند: ما سال ۵۸ خدمت امام رسیدیم، آن‎جا عرض کردیم که برای ریاست‎جمهوری شهید بهشتی را در نظر داریم که امام فرمودند بروید و مجلس را بگیرید، مجلس مهم است، امام پیش‎بینی می‎کردند که امکان دارد چالش و درگیری پیش بیاید یک سنگر مهم لازم است آن را به ما توصیه می‎کردند و آن مجلس است مجلس این‎قدر مهم است. «یعنی واقعا در همه اوضاع و احوال پایگاه مجلس را باید حفظ کرد.» یک بخش از استدلال معظم‎له در این قسمت به‎خاطر شرایط خطیر کشور و جایگاه مجلس است و بخش دوم آن از منظر اصلاح کشور با اصلاح مجلس است. تأکید بر اهمیت مجلس و توصیه به آن را مجددا رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس در خرداد ماه امسال نیز بیان فرمودند، پس باید در این امر مهم و سرنوشت‎ساز هوشیارانه عمل کرد و بی‎دقتی نكرد.

نکته سوم، فرمودند که توقع خود را از افراد تعدیل کنید چون جز معصومین (علیهم‎السلام) کسی را مصون از خطا نداریم، و در ادامه بر ضرورت تحمل یکدیگر تأکید كردند. حضرت آقا فرمودند «این پایداری، این ایستادگی، این پافشاری بر مبانی این خیلی چیز خوبی است... بنابراین از اصرار بر امر صحیح و حق ولو با یک هزینه‎‎هایی هم همراه باشد شما هرگز نبایستی پشیمان باشید که نیستید... . بحث، بحث اثبات و تثبیت آن حقی است که این کشور و این ملت برای او قیام کرده است.» به‎عنوان یک مطلب کلی این تکمله فرمایشات آقاست: «یک مطلب کلی را ما باید در نظر داشته باشیم و آن این است که توقع کم گذاشتن در به اصطلاح کاسه و وزنه حق را از همه‎کس باید داشت... انسان کامل و بی‎عیب و نقص، که انسان هیچ راهی برای اشکال بر او نداشته باشد پیدا نمی‎کنیم، به جز معصومین.» خوب توجه کنید معظم‎له از آرمان‎گرایی و تأکید بر آن و آماده بودن برای زندگی مجاهدانه در شرایطی حتی سخت‎تر از شرایط فعلی آغاز کردند و ضمن بیان اهمیت مجلس در بزنگاه‎‎های حساس انقلاب و سازندگی و اصلاح امور ذکر فرمودند که غیر معصومین (علیهم‎السلام) همه دارای نقصند پس باید توقع‎مان تعدیل شود و همدیگر را تحمل کنیم «من حاصل عرضم این است، یک مقداری باید تحمل کرد یک مقداری بایستی پذیرفت و الا انسان اگر با دیدن یک ناهنجاری در یک عملکردی در یک شخصی آن‎چنان به هم بریزد که دچار یأس بشود، دچار آشفتگی بشود، دچار مثلا افسردگی بشود، این‎که خب کار نمی‎گذرد... . آرمان‎گرایی باید ما را به‎سمت بالا بکشاند جوری نباشد که به‎خاطر دیدن برخی از ناهنجاری‎‎ها که با آرمان‎گرایی ما مخالف است حرکت ما دچار توقف بشود یا دچار اشتباه و انحراف بشود یا از آن مسیری که دارد به‎جای دیگری سرش گرم بشود و مشغول بشود. با این نگاه، نگاه کنیم.»

محور چهارم، حضرت آقا می‎فرمایند: راجع به افراد و گروه‎‎ها جمع‎بندی داشته باشید، کار خوب و بد را جمع‎بندی کنید و برآیند آن را ببینید چقدر به‎نفع انقلاب است. «من این را بار‎ها گفتم، ما اثبات یا نفی‎مان نسبت به اشخاص ناشی است از جمع بندی‎ای که ما داریم.» و ادامه می‎دهند: «تذکرتان را بدهید، نهی از منکر اگر منکری می‎بینید بکنید، امر به معروف اگر چنان‎چه معروفی هست که زمین مانده بکنید. اما این موجب نشود که این منکر را یا این نقطه منفی را آدم بهانه قرار بدهد و راهش را جدا کند یا فرض کنید که فاصله ایجاد بشود یا تعارض کند یا تخریب کند کما این‎که بعضی‎ها هم همین‎جورند... . این اشکالات برخی هست. برخی کوچک هم نیست، ممکن است بزرگ هم باشد منتها در عین‎حال باید جمع‎بندی را ملاحظه کرد.»

سرفصل پنجم این‎که بیان می‎دارند که راه حمل بر صحت را نبندید و پیرامون گلایه‎‎های دوستان است که می‎فرمایند: ممکن است کسی چیزی به‎نظر شما نادرست گفته باشد، راه حمل بر صحت را نبندید.» عزیزان توجه کنید نکات ذکر شده از فرمایشات رهبر معظم انقلاب همه ملاک و معیار است که با آن باید خود را محک بزنیم و میزانی برای حرکت در جامعه کسب کنیم.

در نکته ششم که بسیار مهم است، می‎فرمایند: «این مجموعه اصول‎گرا و انقلابی‎ای که امروز در مجلس هستند بحمدالله در کشور هم اکثریت قاطعی دارند به‎دلیل همین انتخابی که انسان می‎بیند انجام گرفته. خب، این نشانه این است که مردم دوست می‎دارند این جهت‎گیری و راه را، این را حتی‎المقدور نگذارید متشتت بشود، این وحدت مهم است، حالا ما در سطح کشور هم معتقد به وحدتیم، در این مجموعه معتقد به ارزش‎ها و اصول هم معتقد به وحدتیم. این را باید حفظ کرد، ولو با یک اغماض‎هایی، بعضی از این اغماض‎‎ها ممکن است اعتراض برخی دیگر را متوجه انسان بکند ولی خب بکند آدم حق را باید ببیند چیست، یک جا‎هایی باید برخی از اغماض‎‎ها را انجام داد برای یک مصلحت بزرگ‎تری که حالا در این مورد بحث ما مصلحت اتحاد و اتفاق و عرض کنم با هم بودن و یک صدا داشتن و این‎هاست»

سپس در محور هفتم ضرورت همکاری دولت و مجلس را با تأکید بر اقتضائات کاری دولت و با ضرورت حفظ استقلال مجلس گوشزد میكنند.

در محور هشتم با بیان فتنه سال ۸۸ و اقتدار نظام در عبور از توطئه‎‎ها و عظمت حضور مردم در دفاع از انقلاب، توجه به‎سختی گردنه‎‎ها داده‎‎‎اند و مطالبه حرکت با دقت و هضم بالا و با اولویت بخشی در امور را دارند که می‎فرمایند آرمان‎گرایی خوب است اما باید با توجه و هوشیاری و واقع‎بینی از درون این واقعیت‎‎ها با اولویت‎بندی به‎سمت اهداف عبور کرد
و نهایتا به‎عنوان نکته نهم و آخر هم بر ضرورت بصیرت بخشی در جامعه تأکیداتی بیان می‎فرمایند. به‎نظر این ملاک‎‎ها تکلیف معتقدان به اصول و ارزش‎ها را روشن کرده و وظیفه کاملا مشخص است.

نوشته شده در دوشنبه 2 آبان 1390ساعت 10:57 ق.ظ توسط یار گمنام | نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody